گلستان ایران
     

این نوشتار، هم ادای دینی است به مهربانی گلستانیانی که سرزمین زیبای خود را نشانم دادند و هم نمونه ائی است از الگوی نگارش جغرافیائی منطقه ائی که معمولا در برخی تحقیقات علمی انجام می شود 

الف- جغرافیائی طبیعی

استان تازه تاسیس گلستان با مساحت 20437 کیلومتر مربع حدود 3/1 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. و حدود 70 درصد از خاک این استان را هم منابع طبیعی شکل داده است. موقعیت همجواری این ایالت بدین قرار است که : از سمت شمال به دشت پهناوری در کشور ترکمنستان و از سمت جنوب به کوههای شمالی استان سمنان و از سمت شرق از طریق جنگل به استان خراسان شمالی و از سمت غرب به نوار ساحلی در استان مازندران منتهی می شود.

تاثیر موقعیت ممتازه جغرافیایی، جنس خاک و پوشش گیاهی متنوع با مجموعه ائی از جنگل های انبوه و چمنزارها و نیز برخورداری از مجاورت با دریای مازندران و رشته کوههای البرز و حتی پیوستگی با صحرای ترکمنستان سبب شده تا  در این اقلیم ، سه نوع از آب و هوا شامل : آب و هوای معتدل بحری، آب و هوای سرد کوهستانی و آب و هوای خشک و نیمه خشک خود را نشان دهد.. لذا این جا با توجه به مساحت اندکش، نسبت به دیگر استانهای ایران از تنوع اقلیمی زیادی برخوردار است. بر همین اساس، ناهمواریهای گلستان نیز به سه قسمت کوهستانی و کوهپایه ای و جلگه ای تقسیم می شوند و در نتیجه ، از غرب به شرق و از جنوب به شمال ، از مقدار بارش و نزولات آسمانی کاسته می شود و بر میزان دما افزوده می گردد .

بلندترین نقطه در استان گلستان ، کوه شاهوار با ارتفاع 3945 متر و فرودست ترین مناطق ، نقاط ساحلی با ارتفاع منفی 26 متر می باشند. همچنین ، وجود بیش از 40 شاخه رودهای کوچک و بزرگ در خور اعتناء است که مهمترین آنها رود گرگان رود، اترک و قره سو می باشند.

ب- جغرافیائی انسانی

 لازم به ذکر است که علاوه بر موقعیت های خاص جغرافیایی، وجود قومیت های مختلف و زمینه داشتن مدنیتهای دیرینه و فضای فرهنگی و نیز منابع طبیعی از دیگر شاخصه های برجسته استان گلستان می باشد. بر اساس سرشماری سال 1385 ، جمعیت استان گلستان 1609331 نفر بوده که حدود 49 درصد از جمعیت آن ن در نقاط شهری و 51 درصد در نقاط روستایی و عشایری زندگی می کنند. باید اشاره کرد که این استان از استانهای مهاجر پذیری است که نه تنها در طول تاریخ مهاجران زیادی را در خود جای داده است ، بلکه امروزه نیز قومیت های مختلفی در اینجا در کنار یکدیگر زندگی می کنند. و نکته قابل توجه آن است که تا کنون ، تنش و چالش جدی بین این اقوام با یکدیگر و یا با بومیان منطقه صورت نپذیرفته است. از جمله مهمترین اقوام عبارتند از ترکمن ها که 04/ 33 درصد از جمعیت را تشکیل می دهند، ترک ها 95/4 درصد و کردها 081% و سیستانی ها با 15/15% و بومی های گیلک- کتول- استرآبادی و....(65/41%) و فارس ها 5/61% .

مهمترین شغل مردم این دیار کشاورزی و دامپروری و مهمترین صنعت آن ، صنایع تبدیلی است. کاشت گندم، جو، برنج، پنبه و کلزا و پرورش پرتغال و زیتون و صیادی و شکار و دامپروری گوسفند و بز و گاو در این ایالت رایج است و منبع سرشاری برای کسب درآمد و نیز رویکرد برخی از اقوام مهاجر به این ناحیه.

از لحاظ جغرافیائی سیاسی ، استان گلستان اگرچه به لحاظ تقسیمات سیاسی یکی از جدیدترین استانهای کشور می باشد ، ولی دارای قدمت بسیار طولانی است. چنان که هیراکانیای باستانی  را می توان بخشی از استان گلستان امروزی دانست. چرا که جلگه هیرکان از ده هزار سال پیش مسکن اقوامی بوده که مراحل تدریجی تمدن را پشت سر گذارده اند. در سنگ نوشته های داریوش اول هخامنشی، با نام هرکان از این اقلیم یاد شده و اینجا با ناحیه ی  پرثوه در خراسان شمالی ، بخش بزرگی را تشکیل می داده اند. با این حال ، پیوستگی این منطقه با خراسان بزرگ ، مانعی در راه خودمختاری موقت آن نبوده است.

پس از ظهور اسلام ، تقسیمات کشوری پیوسته دستخوش تغییر و تحولات بود و لذا این ناحیه نیز در حیطه نفوذ دولتهای محلی از سامانیان تا زیاریان و امپراتوریهای سلجوقی ، مغول و صفوی قرار داشت. تا این که برآمدن ایل قاجار در استراباد و گرگان فعلی باعث توجه به این منطقه شد. در سال 1316 شمسی ، کشور ایران به 10 استان تقسیم شد که مجموعه ی استانهای گلستان، تهران، قم، کاشان، سمنان و مازندران به نام استان دوم خوانده می شد. اما در دوره پهلوی دوم ، استان مازندران به صورت ایالتی درامد که تا جلگه های سرسبز جنوب رود اترک را در سمت شرق در بر می گرفت. اما سرانجام در شانزدهم دی ماه 1376 استان گلستان از پیکره استان مازندران جدا شد و به صورت یک استان مستقل به مرکزیت شهر گرگان موجودیت یافت. هم اکنون این استان دارای 14 شهرستان  و 25 شهر بخش و 50 دهستان و 1075 روستا می باشد.

ج- جغرافیائ تاریخی

در باره وجه تسمیه نام کهن این دیار یعنی هیرکانی ، برخی معتقدند که معنای ان گرگ می باشد و برخی دیگر آن را بر گرفته از نام خورشید می دانند. البته برخی برآنند که ناحیه شرقی این استان به نام وركان ، خود يكي از قسمتهاي هيركاني بزرگ بوده است و تقريبا شامل قسمت عمده گرگان فعلي مي شود كه حد فاصل بين مازندران و دهستان است و دو  رود مهم اترك و گرگان آن را مشروب مي كرده اند. ظاهرا از قرن هفتم و مقارن با ایلغار مغولان، اسم طبرستان از استعمال افتاد و كلمه مازندران جاي آن را گرفت و حتی در برخی موارد ، اسم مازندران بر ايالت مجاورش ، يعني گرگان نيز اطلاق می شده است. اما هر چه که باشد ، چنان که الواح و مستندات تاریخی بر آن صحه می گذارند ، این ناحیه از قدمت و دیرینگی بسیاری در تاریخ برخوردار است. که شرح آن بسیار مطول خواهد بود.

شرح تاریخ درازپای این اقلیم زیبا و اهورائی را باید در کتابهای تاریخ جستجو کرد و در اینجا مجال پرداختن به آن را ندارم. اما برای رهگذرانی که از این ناحیه گذر می کنند یا دوستانی در آنجا یافته اند، پیشنهاد دارم که بازدید از آثار تاریخی مانند برج قابوس، مسجد جامع گرگان و امام زاده روشن آباد و برج اردکان و دهها جاذبه گردشگری دیگر را از دست ندهند همچنان که از مراکز تفریحی و مناظر طبیعی و جذابیتهای زیست محیطی چون پارک نهارخوران، آبشارهای لووه، کبود وال، شیر آباد ، جنگل گلستان ، ارتفاعات درازنو ، بهشت گمشده گلوگاه ، و ...غفلت نکنند که موجب پیشمانی خواهد بود. ندامت این که ایران کوچک مان را نمی شناسیم!