امروز دهمین روز از ماه محرم و حادث اتفاق بزرگی است که 1350 سال است که مردم ایران آن را با انجام مناسکی ماندگار و معروف کرده اند. نیم خواهم در باره نقش ایرانیان در تکریم این روز و اهمیت عاشورا در بالندگی تشیع سخن بگویم . بلکه فقط می خواهم یاداور شوم که :

چقدر خوب بود اگر که به ندای امام شهیدان توجه بیشتری می شد. زمانی که به یاد آوریم وی برای مبارزه با بدعتها قیام کرد. اما برخی ادامه دهندگان راهش بر بدعتها افزودند و شعائر عجیبی تولید کردند که با روح و فلسفه بزرگداشت واقعه عاشورا منافات دارد. منظورم واضح است :

- همین نوحه خوانیهای عجیب و غریب سوزناک که گاهی لحن آنها آهنگین و نامناسب و گاهی کدورت آفرین و دل آزار است. !

- همین اطعام کردنهای پرهزینه و تکلف افزا که گاهی روی چشم و همچشمی است و گاهی محض منت نهادن بر فرودستان !

- همین سیاه پوش کردن با پرچمها و پارچه ها که گاهی فضای محیطی را کدر می کند و گاهی عبارات ناهنجار را به چشم می آورد !

- همین برپائی اتاقکهائی برای دادن چای و شربت به رهگذران که راه بندان ایجاد می کند ومحیط زیست را هم پر از زباله. !

- همین سر و صدای بلندگوها  و مداحی های شبانه که گاه باعث ناراحتی بیماران و گاه موجب ترس کودکان می شود !

- همین علم و کتل های ناشناس با فرهنگ ایرانی و شیعه  ، همین سخنرانی های کم محتوا و فاقد برانگیختگی ، همین و همین و همین

--- امید که خداوند به همه سوگواران این ماه درک صحیح و عمل صالح عطا نماید. چنان کنند که امام حسین(ع) را خشنود گردانند نه ناراحت !