نسل تعمیر
1- نسل تعمیر
در منزل خانواده ائی سر و صدا برپا بود. افراد خانه با یکدیگر مشاجره می کردند و در لابلای حرفها و اعتراضات صدای گریه هم شنیده می شد. یکی از همسایگان سالخورده آنها طاقت نیاورد و با رفتن به در خانه ماجرا را جویا شد.
پدر خانواده به همسایه کنجکاو گفت :
- چیزی نیست. دخترم که چند ماهی است ازدواج کرده ، از همسرش رضایت ندارد و می خواهد طلاق بگیرد.
پیرمرد همسایه لبخندی زد و پرسید :
- آخر چرا ؟ انها که هنوز حتی فرصت یک سال با هم بودن را هم تجربه نکرده اند!
پدر پوزخندی زد و با تاسف گفت : نمی دانم ! من هم درمانده شده ام. راستی ببینم. چطور شما با همسرتان شصت سال است که زندگی می کنید و اعتراضی ندارید؟!
پیرمرد نگاهی عمیق به چشمان مرد خانه انداخت و با سربلندی چنین پاسخ داد :
- برای این که ما مربوط به نسلی هستیم که وقتی چیزی خراب می شد ، تعمیرش می کردیم ، نه تعویض !!
---------------------------------------------------------------------------------------
2- دعا و سکوت
روزی یک دانشمند به همراه راننده اش از مراسم دینی در کلیسا باز می گشتند . راننده دانشمند به او گفت:
- استاد ، فکر می کنید آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید ؟
مرد دانشمند با خونسردی جواب داد :
- چرا از خود کشیش نمی پرسی؟
راننده تبسمی کرد و با اجازه از دانشمند نزد کشیش بازگشت و از او پرسید :
- جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم؟
کشیش سالخورده با هیجان و صدای بلند پاسخ داد :
- نه ، پسرم ، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است.
راننده به نزد استاد بازگشت و با نومیدی نتیجه گفتگو را برای مرد دانا بازگو کرد.
استاد با ارامش به او گفت :
- تعجبی ندارد . تو سؤال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم.
پس نزد کشیش رفت و پرسید :
- پدر روحانی، آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم ، می توانم دعا کنم ؟
کشیش پیر لبخندی زد و مشتاقانه جواب داد :
- البته فرزندم ، این خود یک عبادت است. سکوت برای چه ؟